|
همین بس که " دیگران " بخندند و ما موجب شادی آنان گردیم
|
|
|
|
||||
|
بعد از آنكه مشخص شد گراني، تورم، بيكاري، فاصله طبقاتي،حوادث جاده اي، ريگي، جزايري و خيلي چيزهاي ديگر محصول سال هاي گذشته هستند، آقاي كلهر(مشاور رسانه اي رئيس جمهور) اعلام داشتند: «بد حجابي محصول سال هاي گذشته است.»، برخي آگاهان پيش بيني كردند احتمالا تا چند ماه ديگر نيز اعلام مي شود: سهميه بندي بنزين، تغيير نيافتن ساعت رسمي كشور و همچنين انقراض نسل دايناسورها و گرم شدن كره زمين نيز محصول سال هاي گذشته بوده است. ***** يك سوال اساسي: اين جمله از چه كسي بود؟ «ما دست تمام خوانندگان لس آنجلسي را به گرمي مي فشاريم، و بليط كنسرت هاي موسيقي را در سبد خانوارها قرار مي دهيم.» الف- كلهر، مدل زمان انتخاباتي ب – فردي كه پس از اين مصاحبه مشاور بودنش كمي تا قسمتي تكذيب شد. ج- پروفسور بالتازار د- كي بود، كي بود؟ من نبودم! ***** 2- كاهش داوطلبان دانشگاه ها: در مورد دختران: همانطور كه بر همگان واضح و مبرهن است تنها علت علاقه وافر دختران به دانشگاه تنها تحصيل علم و افزايش معلومات است، براي كاهش انگيزه ادامه تحصيل كافي است سطح علمي برخي دانشگاه ها و رتبه جهاني دانشگاه هايمان را برايشان بازگو نماييم؛ البته درصد خيلي خيلي پاييني هم از دختران هستند كه تنها براي آن ادامه تحصيل مي دهند كه جوابي براي علت خواستگار نداشتن و ايضا ازدواج نكردنشان داشته باشند، پيشنهاد مي شود وام هاي ازدواج را افزايش دهيم تا جوانان به ازدواج بيشتر رغبت كنند، و ايضاً اين دسته از افراد نيز انگيزه شان را براي ادامه تحصيل از دست بدهند. ***** نظريه دوم: برخي ديگر از محققان نيز معتقدند مرغ و سيب زميني جزو مواد خوراكي مصرف عموم نبوده است كه بخواهد كنترل شود و تنها بخش اقليت مردم كه به "از ما بهتران" معروف هستند از آن ميل مي كنند و مقصود دولت از كنترل قيمت مواد خوراكي مصرف عموم تنها نان و ماست مي باشد كه خوشبختانه قيمتشان كنترل شده است! *****
+
نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 21:54 توسط نیما ( nH )
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در نتیجه و از آنجا که در اصول اولیه ایمنی آمده بهترین مکان اختفا در زمان زمین لرزه زیر میز و یا چهارچوب در است، ما هم برای در امان ماندن از پس لرزههای این زلزله، در «چهارچوب» نظام و رهبری باقی میمانیم و محض بیکار نماندن در این چهارچوب از این پس و بنا بر اعلام قبلی، همگام و همراستا با دیگر دلسوزان و مشفقان نظام به ماست پوشی (ماست مالی سابق) بقایا و اثرات شیرینیجات مصرفی رییس جمهور محبوب و مردمی میپردازیم.آزادی دولتمردان: - در غرب هیچ یک از دولتمردان حق توهین به هیچ حزب و گروهی را ندارد تا چه برسد به بخش عمدهای از مردم، اما در ایران دولتمردان و به ویژه رییس دولت از هفت دولت آزاد بوده و حق دارند هر شخص یا گروهی را به هر اتهامی که می خواهند محکوم نموده و حتی در مورد «عفت زنان» کشور نیز اظهار نظر بفرمایند. - در غرب اگر اسناد فساد مالی یکی از سیاستمداران، حتی چندین سال پیش از تصدی امور دولتی افشا شود حسابش با کرام الکاتبین است اما در ایران، تنها یک لیست بلند بالا از سران دلسوز نظام وجود دارد که از شهرام جزایری دزد پدر سوخته رشوه گرفتهاند و در اوج آزادی مشغول ادامه زندگی شرافتمندانه خود هستند! - تمامی دولتهای غربی موظف به رعایت بندهای عهدنامه حقوق بشر هستند اما در ایران دولت و دیگر ارکان نظام حق دارند آزادانه هر شکری که خواستند میل کنند و اصولا اینجا حقوق بشر همان چیزی است که مسئولین تصمیم می گیرند باشد. - در غرب نظامیان حق دخالت در هیچ امر غیر نظامیای را ندارند، اما در ایران نظامیان حق دارند آزادانه در هرزمینهای، اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی ورزشی دخالت کنند. آزادی بیان و مطبوعات: - در آمریکا خبرنگاران حق ندارند به زندان گوانتانامو وارد شوند اما در ایران خبرنگاران آزادانه و به راحتی به زندان می روند. آزادی ها اجتماعی: - در غرب والدین در قبال رفتارشان با فرزندان مسئول هستند و در صورت کوچکترین خطایی از جمله اعمال خشونت مورد برخور قانون واقع میشوند، اما در ایران والدین در رفتار با فرزندانشان کاملا آزاد هستند به نحوی که پدران حتی حق کشتن فرزندان خود را دارند. پینوشت:
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 23:22 توسط نیما ( nH )
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خواهرم یک بار دستش را از پنجره ماشین بیرون آورد تا پوستتخمههایش را بریزد و یک ترانزیت از کنار ماشین ما رد شد و دست خواهرم از بازو کنده شد و ما خیلی خندیدیم. میخوام برم زن بگیرم *** پولامو بدم اَن بگیرم *** گوجه بدم رب بگیرم ...
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 22:41 توسط نیما ( nH )
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱- ایران تنها کشوری است که در آن سیاستمداران کار اقتصادی می کنند، شرکتهای اقتصادی کار سیاسی می کنند و نیروهای نظامی کار تولیدی می کنند !!! ۲- یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت و یکی از بزرگترین واردکنندگان بنزین هستیم. ۳ - با اسرائیل دشمن هستیم ، اما نزدیکترین دوستمان رئیس جمهور ونزوئلا با چند میلیارد دلار قرار داد نظامی ، یکی از نزدیکترین دوستان اسرائیل به شمار می آید !!!
۴ - از هر ۱۰۰۰مفسد اقتصادی یکی و از هر ۱۰۰۰ فعال سیاسی ۹۹۹نفر در زندان هستند!!! ۵ - توی همه جای دنیا آثار باستانی را از زیر آب در میارن، توی ایران می برند زیر آب !؟
۶ - در ایران دانشجوها توی کتابخانه آشنا می شن ، توی پارک درس می خونن، سر کلاس می خوابن!؟!
۷ - اینجا همه خودشان را فوق العاده جدی می دانند اما همه همدیگر را مسخره می کنند
۸ - کشور عراق نزدیک ۱۰۰۰میلیارد دلار بابت خسارتهای جنگ به ایران بدهکار است ولی کشور ایران یک میلیارد دلار به عراق کمک بلا عوض می کند!؟!
۹ - همه جای دنیا در اداره ها کار می کنند در منازل استراحت و در خیابانها تفریح ولی در ایران مردم در ادارات استراحت ، در منازل تفریح و در خیابانها کار می کنند.
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 12:29 توسط نیما ( nH )
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با مطالعه و توصیه این مطلب به دوستانتان،آنها را نيز به مبارزه با فيلترينگ فرا بخوانيد...
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 12:0 توسط نیما ( nH )
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در پي اختلافات قبلي، فيفا، كليه فعاليتهاي فوتبال ايران را به حالت تعليق نامحدود درآورد. در همين زمينه، آحاد مختلفي از امت هميشه در ميدان دست به دامان ما شده و درخواست رهنمود براي حل اين معضل را داشته و دارند. لذا با توجه به اينكه اين روزها اظهارنظر در مورد فوتبال برابر است با ابراز وجود و ساكت بودن و راهكار ندادن براي اين معضل، از حناق گرفتن هم بدتر است، از بقيه تخصصهايمان استفاده كرده، يك سري راهحل تلفيقي را «نديد» ارايه ميدهم: 1ـ حل مشكل به شيوه دولت خدمتگزار: اول با خودمان ميگوييم: «ما رو تعليق كردن؟ ... غلط كردن تعليق كردن... اصلا اونها چه كارهان كه ما رو تعليق كنن... پدرشونو درمياريم... لامصبها» و بعد يك نامه 63 صفحهاي خطاب به رئيس فيفا مينويسم و در آن از وضعيت نابهنجار سياهپوستان در آمريكا و فساد سفيدپوستان در آفريقاي جنوبي و سوراخ شدن لايه اوزون و انقراض ببر بنگال در استراليا گلايه ميكنيم. بعد نامه را ميدهيم وزارت امور خارجه تا نامه را براي دبيركل سازمان ملل پست كند و بعد از مشاور جوانمان ميپرسيم: «من واسه چي نامه نوشتم؟». 2ـ حل مشكل به شيوه گفتوگوي تمدني: در يك سخنراني سه ساعته، ضمن تجليل از فرهنگ غني انگلوساكسون، شرح مبسوطي از تاريخ پيدايش فوتبال به دست (يا پاي) مردم شريف انگلستان ارايه ميدهيم. بعد، ضمن قبول تمام اشتباهات تاريخ فوتبال و عذرخواهي شديد از تمام اعضاي فيفا، التماس ميكنيم ما را از تعليق دربياورند و قول ميدهيم اگر اين كار را بكنند، ما هم تمام فعاليتهاي اتميمان را تعليق كنيم. 3ـ حل مشكل به شيوه كارگزاراني: يكي از بچهها را احضار ميكنيم و يك چك سفيدامضا ميدهيم به دستش تا برود سرِ سه سوت مشكل با «سپ بلاتر» را حل كند. فقط قاطعانه يادآوري ميكنيم كه اگر اين دفعه هم ناخنك بزند، دمار از روزگارش درميآوريم. 4ـ حل مشكل به شيوه انصار: تيليف ميزنيم به بروبكس، دويست تا آدم، 150 تا موتور هوندا، سه تا بلندگو دستي، پنجاه تا چوب دستي، ده تا نانچيكو، چهار ليتر بنزين... همه دم در نمايندگي سفارت فيفا تو ايران جمع بشن. (ئه!... سفارت نداره؟ حالا اينا رو چيكار كنيم؟). 5ـ حل مشكل به شيوه اصلاحطلبان نارنجي: به پرستو جون ميگيم يه پتيشن درست كنه توي اينترنت، كه توش نوشته باشه كه مقصر همه اينا احمدينژاده و ما بمب اتم نميخوايم و سنگسار بايد لغو بشه و دخترا بايد برن ورزشگاه و... اگر تهش جا بود، به اين حكم فيفا هم اعتراض ميكنيم. بعد اون رو ميذاريم روي اينترنت واسه هشت ميليون امضا و هيفده سال صبر ميكنيم تا امضاها كامل بشن. 6ـ حل مشكل به شيوه تحريميها: ضمن استقبال از اين محروميت، آنقدر در مسابقات فوتبال شركت نميكنيم، آنقدر شركت نميكنيم تا به مرور زمان فوتبال در سطح جهان كماهميتتر و كماهميتتر شود تا آنجا كه طي مرور زمان، كلا ورزش فوتبال و به تبع آن فيفا نابود شود. آنوقت تيمهاي ملي فوتبالمان را فعال ميكنيم و البته چون تيم ديگري در جهان نيست كه با آن مسابقه بدهيم، قهرمان جهان خواهيم شد. 7ـ حل مشكل به شيوه روزنامههاي اصلاحطلب: به دوستان ميسپاريم اگر كشوري را ميشناختند كه مجوز فيفا دارد، اما تيم فوتبال ندارد، آن را به ما معرفي كنند. بعد با طرف وارد معامله ميشويم تا از مجوزش استفاده كنيم! 8ـ حل مشكل به شيوه اعتماد ملي: دم انتخابات، شيخ مهدي كروبي نامهاي سرگشاده به شيخ احمد جنتي مينويسد و در آن طي باز كردن يك كاميون نوشابه براي خودش، مسئوليت محروميت تيم ملي فوتبال ايران را متوجه شوراي نگهبان ميكند. 9ـ حل مشكل به شيوه وكالتي: طرح انگشتنگاري از اعضاي فيفا در صحن مجلس، مطرح و پس از 23 بار خارج و وارد كردن آن در دستور كار هيأت رئيسه مجلس، سرانجام طرح پس از زد و خورد مفصل موافقان و مخالفان به تصويب ميرسد. همچنين كميته ويژهاي مسئول رسيدگي به تعليق تيمهاي ملي فوتبال ايران ميشود كه آنها بعد از سه سال اعلام ميكنند، مقصر خلبان بوده است. 10ـ حل معضل به شيوه روزنامههاي اصولگرا: با مديرمسئول روزنامه خودمان در اين خصوص مصاحبه ميكنيم و بعد مشروح نظرات ايشان در تعيين تكاليف فيفا و فوتبال و ورزش و سياست و انرژي اتمي و نظام كاينات را در قالب تيتر يك روزنامه فردا در صفحات اول و دوم و آخر منعكس ميكنيم. 11ـ حل معضل به شيوه سازمان تربيت بدني: اي بابا ... اگر آقاي عليآبادي حل معضل بلد بود كه كار به اينجا نميرسيد! (P30world)
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 11:41 توسط نیما ( nH )
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فرق دخترها و پسرها :
دخترها خیلی دوست دارند جای پسرها باشند اما پسرها اصلاً دوست ندارند جای دخترها باشند اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده
یه پسر اگر سه تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با سه تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که سه تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و مشکلاتشون به سه تا نمیرسه
دخترا می خوان سر پسرا کلاه بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بذارن و در نهایت موفق میشن اگر به یه دختر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر خوبی و عاشقت میشه اما اگر به یه پسر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر بی جنبه هستی و دست به هر کاری میزنه تا از شرت خلاص شه
پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک جمع فقط سوتی میدن
یک دختر اگر بیست و چهار ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر بیست و چهار ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه یعنی اینکه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه
پسر ها میدونن جنبش فمینیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دخترها نمیدونن جنبش فمینیسم چیه واسه همین طرفدارشن
اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه، پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش
بعد از خوندن این مطلب پسرا اول دو دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند و می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب دو ساعت حرص میخورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن برای من پیام میذارن و فحش میدن ******************** تفاوت مردها و زنها
فرق زن گرفتن و سگ نگه داشتن چيه؟ - سگ گند به فرشت ميزنه ، زن به زندگيت! چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟ - آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده كرده اند! - ببين خانوم , تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند ، ولي زنها از سي هزار كلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟ - هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره! - ... ببخشيد چي گفتي؟ بهترين انتقام از مردی كه زنتون رو از چنگتون در آورده چيه؟ بذارين زنتون مال اون بمونه! آگهي نيازمندي: به پنج زن زرنگ و كاري يا يك مرد نيازمنديم... يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه: - خوش گذشت؟ - عالي بود! خيلي كيف كردم! - خوب حالا چقدر خرجت شد؟ - ده هزار دلار! خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه: - خوش گذشت؟ - عالي بود! خيلي كيف كردم! - خوب حالا چقدر خرجت شد؟ - ده دلار! - مگه ميشه؟ - چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم ، بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم! فالگير: فردا شوهرتون ميميره! زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه! - چرا روان درماني زنها كمتر از مردها طول ميكشه؟ - معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و زنها هميشه در همون دوران به سر ميبرند! - به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگن؟ - خواجه! زن : عزيزم ، من ميخوام از تو خوشبخت ترين مرد دنيا رو بسازم! مرد : پس خير پيش! - وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟ - هيچي ، بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده! - به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟ - بيوه. - چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟ - چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه! يه پري افسانه اي به يه مرد ميگه: يه آرزوت رو بگو تا برآورده كنم. مرده ميگه: يه كاري كن كه زنم حسابي احمق بشه تا بتونم با خيال راحت بهش دروغ بگم و هي مچم رو نگيره. پريه قبول ميكنه و ميگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده كردم. مرده خوشحال ميره خونه ،ميبينه زنش تبديل به يه مرد شده
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 17:38 توسط نیما ( nH )
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
صبح به سختی از خواب بیدار می شوید . رادیو را روشن می کنید : از دكتر خداحافظي مي كنيد . تصميم مي گيريد كه سكته قلبي كنيد . براي اين كار بايد حسابي عصباني بشويد . به منزل مادر خانم تان زنگ مي زنيد و هر آنچه كه در اين چند سال نگفته ايد را مي گوييد . سپس گوشي را مي گذاريد و تلفن را از پريز مي كشيد . بجاي عصباني بودن احساس سبكي مي كنيد . كنفرانس مطبوعاتي تا دو ساعت ديگر شروع مي شود . تنها يك راه برايتان باقي مانده و آن اين است كه در مسير اداره تصادف كنيد . پشت چراغ قرمز توقف كرده ايد . بيلبورد سر تقاطع را نگاه مي كنيد . تبليغ يك كرم مو بر صورت است كه براي هميشه موها را از بين مي برد . خنده تان مي گيرد . شيشه كرم برايتان آشنا است . شبيه كرم " افتر شيو " پسرتان است . دقت مي كنيد و متوجه مي شويد كه خودش است . صورت صافتان را در آينه ميبينيد و فرياد مي زنيد : راننده خودرو كناري فكر مي كند كه به همسر او متلك انداخته ايد . با عصبانيت مي گويد : - الان خوشگل را نشانت مي دهم ! سپس پياده مي شود و بطرف اتومبيل شما مي آيد . گاز مي دهيد و فرار مي كنيد . او هم به دنبال شما مي آيد . تعقيب و گريز آغاز مي شود . نمي توانيد از دستش فرار كنيد . در يك خيابان ناگهان متوجه مي شويد كه پشت سرتان نيست و گم تان كرده است . مي بينيد كه ورودي يك پاركينگ باز است . داخل آن مي پيچيد و تصميم مي گيريد كه مدتي در آنجا بمانيد تا هم مطمئن شويد كه راننده عصباني شما را گم كرده و هم راهي براي مشكل صورتتان پيدا كنيد . يك گوشه از پاركينگ پارك مي كنيد . سرتان را روي فرمان مي گذاريد و نفس راحتي مي كشيد . كسي به شيشه مي زند . نگاه مي كنيد . نگهبان اداره است . شما را بدون ريش نميشناسد و فرياد مي زند : دزد ، يك سارق توي ماشين رئيس است ..... تمامي خبرنگاران و ساير مديران كل به سمت شما مي آيند تا ببينند قضيه از چه قرار است . در ميان آنها قيافه يكي از خبرنگاران آشنا مي آيد . او همان راننده آن خودرو است كه تعقيبتان ميكرد و خبرنگاري است كه با همسرش براي شركت در كنفرانس مطبوعاتي شما به اداره تان آمده است .......
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 8:33 توسط نیما ( nH )
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
احمق بيقانون، كودن، بي اعتبارنامه، تو از مصونيت اخلاقي خود سوء استفاده كردهاي. بدتركيب، بيقيافه كبود. ديگر اعتماد من از تو سلب شد. ديگر دوستي من و تو وخيم گرديد. دیگه نمیشه روی لایحه هایی که میدی حساب کرد . مردهشور آن صداي زنگوله مانندت را ببرد. يك جلسه ديگر اگر جلوي چشمم بيايي استيضاحت ميكنم!
خفه شو، پرونده ناقص، دون اشل، الهي اسمت جزو مراسلات فوت شدگان به آن دنيا ارسال شود، الهي در قبرستان براي هميشه بايگاني شوي، لامذهب، بي دين، مديركل! الهي زير فشار مقررات قانون ريغت دربياد. الهي از اين دنيا اخراج بشي!
تف برويت، كپي اوغلي. حيوون عليشاه، مگه اينجا طويله ست؟ لامروت مث خيابان سنگفرش ميمونه! والله ميزنمت، آهاي، بپا، خبردار ننه، آبجي، خواهر، آقا ميگيرم سوتت ميكنم كه دو كورس اونطرفتر بياي پايين، احمق، زردنبو، رنگش مثل پهن ميمونه! يك خياط: اي بي قواره، بد برش، بي آستر. وقيح پررو. به خدا چاك دهنتو ميدوزم. گوشاتو قيچي ميكنم. مرده شور صورت آبلهاي سوزن سوزنيتو ببره، توی عالم رفاقت صد دفعه ترا پُرُو كردم اما باز هم ناصاف از آب دراومدي. خوبه، بسه ديگه، جلو حرفاتو درز بگير... باشه، باشه اين بود اجرت . بيست سانتيمتر دوستي من كه حالا با دو ذرع و سه چارك قد، قلب منو بشكافي؟! دهه... چك بيمحل رو تماشا كن. سفته سوخت شده رو ببين. دلال مظلمه رو بپا! مرتيكه، پنجاه و سه پارچه آبادي كه دارم توي سرت بخوره، الهي زير ماشين بيوك بري، خير نديده بياعتبار. به خدا يك انبار خري! هيچ هم از خريتت كمتر نميشه. تف تمام مستاجرام به ريش پدرت، درد و بلاي سرقفليهام بخوره توي كاسه سرت. محتكر حماقت و لجاجت! برو حجرهات رو تخته كن عمو.
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 9:13 توسط نیما ( nH )
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه! آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی پیاز خورده ی غیر پاستوریزه و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشده ات رو به سر و صورت حساس من نمالید! پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه ، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید! آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست! خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 14:17 توسط نیما ( nH )
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|
|
المپيک ۲۰۰۸ در تهران به دنبال اعلام عدم آمادگی چين در اواخر نوامبر ۲۰۰۵ برای برگزاری المپيک ۲۰۰۸ در اين کشور، ايران آمادگی خود را برای برگزاری اين جشن ورزشی باشکوه جهانی اعلام کرد. اکنون با گذشت سه سال، ايران از سه روز قبل برگزاری المپيک را آغاز کرده است و در همين سه روز تمام دوربين های خبری جهان و کانالهای تلويزيونی متوجه ايران، اين سرزمين هزارويکشب شده است. مشعل المپيک منفجر شد بالاخره مشعل المپيک پس از چهار سال از يونان به ايران رسيد و حسين رضازاده قهرمان وزنه برداری جهان به عنوان نماينده ورزشکاران ايران آتش را به سوی مشعلی که توسط واحد عمليات سپاه ساخته شده بود، پرتاب کرد تا آن را روشن کند، اما به دليل محاسبات غلط ، مشعل بزرگ ورزشگاه آزادی منفجر شد و سی نفر کشته و تعدادی زخمی شدند. سخنگوی استاديوم آزادی اعلام کرد: چيز مهمی نبود، خوشبختانه هموطنان خودمان کشته شدند و براساس شناسايی های صورت گرفته اکثر آنها اصلاح طلب بودند. مقررات ويژه محسن مهرعليزاده دبير ايرانی المپيک ۲۰۰۸ تهران ، طی مصاحبه ای به برخی مقررات المپيک تهران اشاره کرد و گفت: ۱) المپيک خواهران بطور جداگانه برگزار می شود تا برادران تحريک نشوند. برادران حق حضور در اين المپيک را نخواهند داشت. مربيان مرد ورزشکاران زن می توانند قبل از مسابقه ورزشکاران خود را راهنمايی کنند.
۲) در بخشی از المپيک مردان حضور تماشاگران زن بلامانع است، اما در ورزشهايی مانند شنا و ژيمناستيک و ساير ورزشهای تحريک کننده تماشاگران زن حق حضور نخواهند داشت. ۳) حضور ورزشکاران اسرائيل ممنوع است و در صورت مشاهده اين ورزشکاران به عنوان جاسوس دستگير می شوند. ۴) برندگان مسابقات علاوه بر دريافت مدال طلا و نقره و برنز جهت اعتلای روحيه ورزشی به مکه و مدينه مشرف خواهند شد. رفتن به اي | ||